سلام، من پریسا هستم 🙂

اول از همه میخوام در مورد اسم سایت بگم.
چرا خرمالو جان؟؟ 🤔‌‌
قضیه از علاقه ی وافر من به خرمالو شروع شد. و بعدش افتادن تو فکر راه انداختن یه کسب و کار برای خودم توی اینستاگرام (دوسال پیش)
اسم خرمالو آرت رو برای پیج اینستاگرامم انتخاب کردم.‌
دوسالی بود اونجا مشغول بودم و هستم.‌

بعدش از همسرم (تو پیجم اسمشو گذاشتم زمانی جان. اینجا هم بهش همینو میگم) خواستم که برام یه سایت درست کنه. ‌
به خاطر اینکه توی پیجم فقط عکس از محصولاتم میذارم. دوست داشتم جایی رو داشته باشم که بتونم همه ی تجربیات و مشاهدات و احساساتم رو توش با دیگران شیر کنم. ‌

از اونجایی که توی این دوسال بین دوستای اینستاگرامیم به خرمالو جان معروف شدم ، همین اسم رو انتخاب کردم برای سایتم 😍 ‌‌
‌اره خلاصه. من نقاشی خوندم. دانشگاه الزهرا. یه مدت این ور اون ور کار کردم. بعد دیدم نههههه من این کاره نیستم. من باید کار خودمو داشته باشم… من باید رئیس خودم باشم 😂‌‌

راستش اون روزایی که میرفتم سرکار اداری ، موقع های بیکاریم خیلی فکر میکردم ، به دستام نگاه میکردم ، میگفتم این دستا الان باید در حال خلق کردن یه اثر هنری میبود ، نه اینکه اینجا در حال ساختن بنر و بروشور های بازاری، برای آدمایی که خیلی براشون هنر مهم نیست. فقط میخوان بنرشون از بنر مغازه روبه رویی خفن تر باشه !!!! ‌

این بود که در اولین روز کاری بعد از عید نود و هفت رفتم و خداحافظی کردم از اون کار. چقد اون روز حالم خوب بود. از جمهوری که محل کارم بود یه مسیر طولانی رو پیاده اومدم و انگار داشتم پرواز میکردم 😂‌‌

اومدم خونه و پیجم رو راه انداختم. از یه جایی شروع کردم و خیلی چیزا رو تجربه کردم. فعلا نمیخوام وارد جزییات کارم شم. در حال حاضر الان رسیدم به مجسمه سازی 😍‌

خیلی این کار بهم ارامش میده. یعنی حالم باهاش خوبه. فعلا حالم باهاش خوبه‌. ممکنه بعدا بخوام چیزای دیگه رو تجربه کنم‌.

این عکسی که امروز ازش استفاده کردم یه عکس قدیمی مربوط به دوره ی دانشجوییمه که مدرک و گواهیه برای اثبات خرمالو دوستی من 😂‌

راستی من سی سالمه. یعنی یه ماه دیگه سی سالم میشه. همه میگن نه تو بیست و نه سال و خورده ایته. ولی من که میدونم سی سالمه 😂 من از پارسال هرکی ازم پرسید چندسالته گفتم سی سالمه‌

اگه بخوای درباره ی حال و هوام توی سی سالگی بدونی ، راستش باید بگم هیچوقت تو زندگیم انقد نمیترسیدم.

ولی با این حال میگم ولش کن چیکار کنم زندگی این شکلی شده دیگه ، و وقتی میرم جلوی آینه ، دیگه اون تک و توک موی سفیدم رو قیچی نمیکنم. چون زیاد شدن و منم دیگه حوصله ی قدیمم رو ندارم. یه جورایی دوسشون دارم 😍‌

خلاصه امیدوارم اینجا و این سایت جایی باشه که بتونم حرفایی که توی سرم دارم رو بنویسم البته به همراه عکسایی که خودم میگیرم. قرار نیست عکسای حرفه ای ببینید اینجا. چون من عکاس نیستم 🙂 ولی سعی میکنم عکسای خوبی بگیرم.‌